تبليغاتX
خدای من

خدای من

پرسش و پاسخ عرفانی

تغییر آدرس

 

mydeity86.mihanblog.com

 

 

باسلام به همه رفقای گل وهمراهای دیرین

 

خواستم اطلاع بدم که وبلاگ به نشونی بالا انتقال یافته و ازاین به بعد کارمونو اونجا ادامه میدیم.

امیدواریم که بازهم با همدلی وکمک شما وبلاگ خدای من بتونه باقدرت به کار خودش ادامه بده

خداحافظ بلاگفا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 15:34  توسط هادی  | 

دل نوشته

ديروز مثل همه ي روزاي قبل،بازم اون بچه ها اومدن سر چهارراه.يكي كوچيكتر و ضعيفتر از اون يكي.

اومدن تا دوباره آدماي نشسته پشته فرمون،با چشماي قايم كرده زير عينكاي آفتابيشون اونا رو دنبال كننو در نهايت با "نچ نچ" كردن ابرازه تأسف كنن!!!!!تازه خيلي كه بخوان به فكر بيفتن ميگن:خدايا شكرت به خاطره نعمتهات(يعني شكرت كه منو مثه اينا نكردي!)

حرفم اينه:

چرا هميشه واسه عبرته بعضيا،بايد بعضياي ديگه قرباني بشن؟!

مثلن چي ميشه اگه همه مثله هم باشيمو هيشكي فقير نباشه؟

ولي همه خدارو يادشون باشه و همش شكرشو به جا بيارن!نشون بدن كه قدره نعمتهاشو ميدونن!

اصلن چي دارم ميگم!حتمن نميشه ديگه!

تو خدايي!

من بنده ام....من فقط بايد بندگي كنم.... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389ساعت 10:35  توسط مطهره حاجی حسینی  | 

خداي تو كدامست؟!

من خدايم را شناختم با درياي بيكران عظمتش

با آسمان پهناور كرامتش

با باران رحمتش

با استجابتش....

خدا را شناختم در دل شب

همان زمان كه مرهمي نبود براي تسكينه دل دردمندم!

او مونس هق هق هاي شبانه ام ميشد،دست نوازش بر سرم ميكشيد

شناختمش به هنگامي كه صدايش كردم و جوابم داد!

او مهربانتريني است كه ميتوان يافت...

به راستي خداي تو كدامست؟!

پي نوشت:با برداشتي آزاد از پسته "خداي تو كدامست"

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 10:30  توسط مطهره حاجی حسینی  | 

"خدای من" مقتدر تر از دیروز...

باسلام به همه ی رفقای گل حدود یه سال میشه که من نتونستم این وبلاگو به روز کنم.اما جای دیگه مشغول بودم وهستم. آره دیگه تقریبا یه سال میشه که ازمطلب خداحافظی ماه رمضون میگذره ومادوباره آخرخط این ماه عزیزیم. حقیقتش شاید دلیل اینکه چندوقت ننوشتم این بود که دیدم سبک وبلاگ داره خیلی یه نواخت میشه وشاید دیگه براکسی جذابیت نداشته باشه. اما.... اماهمون طور که گفتم "خدای من" میخواد مقتدرتر وبا انگیزه تر ایز دیروز به کارش ادامه بده اونم با یه نویسنده ی تازه نفس: خانم مطهره حاجی حسینی ایشون یکی از دوستای فعال دانشگاهمون(دانشگاه شهید عباسپور)هستن که خواستن تو این وبلاگ بنویسن و یه جون تازه ای بهش بدن. امیدوارم دوباره بعد یه سال از دلگرمی و حمایت شما استفاده کنیم و زیر سایه ی حق به کارمون ادامه بدیم ضمنا اگه کسی ازدوستان میخواد به نویسنده های این وبلاگ اضافه بشه و تواین راه خدایی کمک ما کنه بسم الله...
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 11:20  توسط هادی  | 

خداحافظ ماه خدا


                         

رمضان گذشت از من چه كنم كه بينوايمدل من ز حبّ دنيا نگذشت اي خدايم
تبعات هر گناهم شده بود سدّ راهم
تو به من عطا نمودي كه نباشد ادعايم
چو شدم گداي كويت شده‏ام خجل ز رويت
تو نشسته‏اي كنارم كه روا كني دعايم
متزلزل است بارم به كجا كشيده كارم
چه وداع اشكباري، شده آتشين بكايم
به كجا روم خدايا پس از اين سحر، سحرها
شب جمعه‏اي بيايد كه به سوي تو بيايم
بفداي ميزباني كه به وقت ميهماني
به بر گدا نشست و بر خويش داد جايم
چه دعاي باصفايي، چه رفيق باوفايي
چه خداي آشنايي كه نمود آشنايم
چه دعاي افتتاحي چه دو چشم پر سلاحي
چه توسلي چه ذكري چه بگويم اي خدايم
چه دمي چه نوحه خواني چه شبي چه گريه‏هايي
چه غمي چه روضه ‏هايي كه تو كرده‏اي عطايم
به صفاي ليلة القدر به جمال نيمه بدر
تو خريدي آبرويم كه گداي هل اتايم
تو از اين خمارخانه بنمودي‏ام روانه
دل شب مدينه بردي كه غلام مجتبايم
به شب نزول قرآن، به شكاف فرق فرقان
به دلم نشست قرآن چو نمود علي صدايم
به علي و زينبينش به محبت حسينش
بنويس جان زهرا كه شهيد كربلايم
بنويس جان مهدي كه منم از آن مهدي
بخدا قسم خدايا كه نشان دهم وفايم

      خداحافظ ماه خدا

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 19:34  توسط هادی  | 

بازهم شعبان

سلام

فرارسیدن این ماه پربرکت رو  به همتون تبریک می گم امیدوارم توشه ی رمضان رو تو این ماه پربرکت توپ توپ ببندین عکسای توی ادامه مطلب روهم ببینید

مارو از دعای خیرتون فراموش نکنین

                                           



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 12:10  توسط هادی  | 

پس از سالها....

سلام به همه ی شما رفقای قدیمی وجدید

به خاطر کنکور نتونستم مدت زیادی به وبلاگ سر بزنم امیدوارم مثل گذشته کمک کنید تا وبلاگ خودتون "خدای من" پربارتر از همیشه درخدمت همه ی برو بچه های اهل دل باشه.

درپناه خدا

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 11:35  توسط هادی  | 

السٌلام علیک یا ابا عبداللٌه

                                       

دوباره بوی محرم داره از درودیوار این شهر غربت زده می آد

دوباره وقت مشکی تن کردنه... اما نه مشکی عزا بلکه مشکی شادی و سرور واسه اینکه دوباره فرصتی شد دست به دامن کربلایی ها بشیم . واسه اینکه دلا مونو پاک پاک کنیم واسه اینکه اشک شوق بریزیم و زمزمه کنیم:

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا....

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 10:51  توسط هادی  | 

دعوت به نویسندگی

وبلاگ خدای من از همه ی پویندگان راه دوست دعوت می کند تا با نویسندگی در وبلاگ بایک دیگر گامی درآگاه سازی دیگر دوستان برداریم
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 12:6  توسط هادی  | 

من کنت مولاه فهذا علیُُُ مولاه

مهر تابان ولايت شد نمايان در غدير                     باز بخشيد اين بشارت، خلق را جان در غدير
خوان و احسان و كرم گسترد يزدان تا كند             عالمى را بر سر اين سفره مهمان در غدير
            
 عید غدیر روز روشن گشتن مشعل فروزان ولایت               برهمگان مبارک باد 
 
                         
                                   
 
                                   ازسخنان گهربار امیر غدیر:
  • هرکس راخداوند راه نماید او گمراه نماند.
  • خاندان رسول اکرم (ص)مخزن اسراروعلم اویند واسلام بدان ها استوار است.
  • در نادانی فرد همین بس که قدر خود را نداند.
  • ظاهر قرآن زیبا وباطن آن عمیق است .
  • عجایب و غرایب قرآن نهایت ندارد.
  • هرتاریکی تنها با نور قرآن برطرف شدنی است.
  • اگر آنچه مردگان شما می بینند شما نیز می دیدید می ترسیدید و مطیع می گشتید.
  • پس از فرشتگان کسی نیست که پیغام خدارا برساند جز انسان.
  • (به چاپلوسان):من کمتر از آنم که شما برزبان می رانید وبرتر ازآنم که دردل می دارید.
  • گناهی که تورا پشیمان گرداند بهتراز کارنیکی است که تورا مغرور سازد.
 
 
 
 
+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 17:23  توسط هادی  | 

خدایا

 

... بازآمدم تا سخن بگویم ترا ای برترین

خدایا بارالاها ایزد یکتا      ببین آوا چه دارد این دل شیدا:

چه می گوید دل تو ای همسفر

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 17:38  توسط هادی  | 

سلام رفقا ببخشید که دیر شد......

لطفاً متن زیر رو بخونید ونظرتون رو هم بگید

          "Godisnowhere"                 

It can be read:"God is nowhere."or can be read"God is now here.".actually it depends on your faith.How did you really read it....

این عبارت می تواند خوانده شود :خداوند هیچ جا نیست یا اینکه :خداوند هم اکنون اینجاست.این به ایمان تو بستگی دارد.به راستی توچگونه خواندی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 18:53  توسط هادی  | 

مولای من...

 

خلیفه نیستی

حاکم هم
فقط امام اول مظلوماني
و جاي پنج سال
مي‌شد كه پنجاه سال حاكم باشي
مي‌شد كه شامات را
چون دنداني كند و پراكند
كه سهم بچه‌هاي ابوسفيان باشد
و در امارت كوفه
كاري هم به «ابن‌ملجم» و «قطام» داد.

مي‌شد هر سال
به هند و پارس
به چين و ماچين دعوت شد
سلطان روم
به افتخار حضورت برپا كند
چيزي شبيه همين ضيافت‌هاي شام
در تالارهاي آينه و مرمر

و پشت درهاي بسته ....

برای خواندن متن کامل این شعرزیبا که علیرضا قزوه در وصف حضرت علی سروده به تک سوار مراجعه کنید نظر یادتون نره

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 16:3  توسط هادی  | 

در خواست همکاری

از رفقای گلم دعوت میکنم اگه دوست داشتند تو وبلاگ مطلبشون درج بشه خوشحال میشم اطّلاع بدن

درپناه حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 20:16  توسط هادی  | 

سعدیا...

نیم نانی گرخورَد مردخدا                        بذل درویشان کند نیمی دگر

ملک اقلیمی بگیرد پادشاه                     همچنان دربند اقلیمی دگر   

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 20:10  توسط هادی  | 

ناتانائیل

ناتانائیل آرزومکن خدا رادر جایی جزهمه جا بیابی

ناتانائیل ای کاش عطمت در نگاه تو باشد نه درچیزی که به آن می نگری

ناتانائیل.....

مائده های زمینی شاهکار آندره  ژید

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 20:5  توسط هادی  | 

معرفی

سلام رفقای عزیز ازاینکه دیر شد ببخشید خیلی درگیر مدرسه بودم

می خواستم دوتا پایگاه مذهبی رو که به سوال های شما درزمینه های دین شناسی ومسائل مربوطه پاسخ میده معرفی کنم:

اندیشه قم و پرسمان قرآنی

خوشحال میشم نظرتون رو هم بگین...درپناه خدا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 13:59  توسط هادی  | 

خدای تو کدامست؟؟

دوخدا وجود دارد: 

  • خدایی که استادان دانشگاه درباره ی او به ما می آموزند وخدایی که خود به مامی آموزد.
  • خدایی که مردم همیشه درباره اش سخن می گویند وخدایی که خود با ما سخن می گوید .
  • خدایی که هراسیدن از او را آموخته ایم وخدایی که از مهربانی باما سخن می گوید.
  • خدایی که  در بلنداست وخدایی که در زندگی روزمره ماست.
  • خدایی که ازما می طلبد وخدایی که قرض های ما را می بخشد.
  • خدایی که مارا با آتش دوزخ تهدید می کند وخدایی که بهترین راه را نشان ما می دهد.
  • خدایی که مارا زیربار گناهانمان خرد می کند وخدایی که با عشق خویش مارا می بخشد.

"مکتوب"اثر پائولو کوئلیو

پائولو کوئلیو 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 14:22  توسط هادی  | 

دوستت دارم ای جان لایتناهی

 

               

 

       " خدایا "

خداوندا تورا در دل نویسم              زاشک شوق تو همواره خیسم

زدنیا وهمه چیزش غنی ام            امیرا من به عشق تو حریصم

 

به هنگام عبادت غرق نورم            به هنگام ثنایت پرزشورم

به هنگام عبور از آخرین پل            خداوندا توضامن باش عبورم

 

توهستی توتمنّای وجودم             تویی معناگر بود ونبودم

تویی مبدأتویی مقصد توهادی       که پایم را دراین ره من نمودم

 

کلام اول انشا تویی تو                 تمام عشق من تنها تویی تو

زبی معنایی ازمن می گریزم        دلیلش این بود معنا تویی تو

 

خداوندا تویی تنها نیازم              به پای این نیازم جان ببازم

سپاس من پذیرا باش کاین جا     توانستم بگویم من زرازم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 15:20  توسط هادی  | 

بدون شرح

* یا ملائکتی قد استحییت من عبدی ولیس له غیری فقد غفرت له*

" ای فرشتگانم من از بنده ی خود شرم دارم و او جز من کسی را ندارد پس آمرزیدمش" 

کرم بین ولطف خداوندگار                         گنه بنده کرده است و او شرمسار

                                                                                       "شیخ اجل  سعدی"

الهی زهی خداوندپاک که بنده گناه کند وتو را شرم ،کرم بود.

                                                                          "عطّار نیشابوری"

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 13:54  توسط هادی  |