رمضان گذشت از من چه كنم كه بينوايمدل من ز حبّ دنيا نگذشت اي خدايم
تبعات هر گناهم شده بود سدّ راهم
تو به من عطا نمودي كه نباشد ادعايم
چو شدم گداي كويت شدهام خجل ز رويت
تو نشستهاي كنارم كه روا كني دعايم
متزلزل است بارم به كجا كشيده كارم
چه وداع اشكباري، شده آتشين بكايم
به كجا روم خدايا پس از اين سحر، سحرها
شب جمعهاي بيايد كه به سوي تو بيايم
بفداي ميزباني كه به وقت ميهماني
به بر گدا نشست و بر خويش داد جايم
چه دعاي باصفايي، چه رفيق باوفايي
چه خداي آشنايي كه نمود آشنايم
چه دعاي افتتاحي چه دو چشم پر سلاحي
چه توسلي چه ذكري چه بگويم اي خدايم
چه دمي چه نوحه خواني چه شبي چه گريههايي
چه غمي چه روضه هايي كه تو كردهاي عطايم
به صفاي ليلة القدر به جمال نيمه بدر
تو خريدي آبرويم كه گداي هل اتايم
تو از اين خمارخانه بنموديام روانه
دل شب مدينه بردي كه غلام مجتبايم
به شب نزول قرآن، به شكاف فرق فرقان
به دلم نشست قرآن چو نمود علي صدايم
به علي و زينبينش به محبت حسينش
بنويس جان زهرا كه شهيد كربلايم
بنويس جان مهدي كه منم از آن مهدي
بخدا قسم خدايا كه نشان دهم وفايم
خداحافظ ماه خدا



ببین آوا چه دارد این دل شیدا:


