تبليغاتX
خدای من


                         

رمضان گذشت از من چه كنم كه بينوايمدل من ز حبّ دنيا نگذشت اي خدايم
تبعات هر گناهم شده بود سدّ راهم
تو به من عطا نمودي كه نباشد ادعايم
چو شدم گداي كويت شده‏ام خجل ز رويت
تو نشسته‏اي كنارم كه روا كني دعايم
متزلزل است بارم به كجا كشيده كارم
چه وداع اشكباري، شده آتشين بكايم
به كجا روم خدايا پس از اين سحر، سحرها
شب جمعه‏اي بيايد كه به سوي تو بيايم
بفداي ميزباني كه به وقت ميهماني
به بر گدا نشست و بر خويش داد جايم
چه دعاي باصفايي، چه رفيق باوفايي
چه خداي آشنايي كه نمود آشنايم
چه دعاي افتتاحي چه دو چشم پر سلاحي
چه توسلي چه ذكري چه بگويم اي خدايم
چه دمي چه نوحه خواني چه شبي چه گريه‏هايي
چه غمي چه روضه ‏هايي كه تو كرده‏اي عطايم
به صفاي ليلة القدر به جمال نيمه بدر
تو خريدي آبرويم كه گداي هل اتايم
تو از اين خمارخانه بنمودي‏ام روانه
دل شب مدينه بردي كه غلام مجتبايم
به شب نزول قرآن، به شكاف فرق فرقان
به دلم نشست قرآن چو نمود علي صدايم
به علي و زينبينش به محبت حسينش
بنويس جان زهرا كه شهيد كربلايم
بنويس جان مهدي كه منم از آن مهدي
بخدا قسم خدايا كه نشان دهم وفايم

      خداحافظ ماه خدا

+ نوشته شده توسط هادی در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 19:34 |
set as your home page

http://www.blogfa.com/photo/e/ehsan120.gif