"منجی"
اگر هرروز عمرم جمعه باشد نباشد جمعه ای بی یادمهدی
اگر هرماه باشد ماه شعبان تمام روزها میلاد مهدی
ببافم تاروپود جسم وجانم به هر رج جمگی با انتظارش
که چون پوسید جسم خاکی من بریزد خاک قبرم پای یارش
تمام عالم اندر انتظارش که شاید آید وغوغا کُُُنداو
جهان پست اکنون را بکوبد نهاد صلح رابرپا کند او
به پا دارد نمازودین حق را همان دینی که اکنون رفته ازیاد
کَََََََنَََََد با فرّه یزدانی خو د تمام ریشه های ظلم وبیداد
تمام روزها درانتظارم تمام روزها نی جمعه تنها
بیا پیراهن غیبت بدر کن ظهورت راکمی تعجیل فرما
دل بی طاقتم بنگرچومجنون شده شیدا و واله بهرلیلا
نه آن شیدایی ناپاک کان هم بِِِِِِِبُرد عقل ودل وجان اززلیخا
توای مهدی توازنسل پیمبر توازنسل علی مرتضایی
توگیری انتقانم خون آنکس که بهردین نموده جان فدایی
تو بهرمومنان حلّال مشکل برای دوستانت یارغمخوار
کمی بنگربه حال زارمردم بگوآیا نیامد وقت دیدار
خداوندا توای یکتای یکتا به لطف خود نگهدارش به هرجا
دگرصبرم تمام است ای یگانه خدایا تا به کی امروز وفردا

